سکوت آبی

رها خواهم شد

در لطافت یک روز بارانی

وقتی که شیشه ها

آهنگ تازه شدن سر دهند

من عبور خواهم کرد

 از جادۀ نگاهت....

وقتی که  چشمانت

 نگران لحظه های جدایی باشد.

 

سکوت خواهم کرد

در مقابل آبی بیکرانه ات ....

صدا بزن مرا

تا خود را در آغوشت رها کنم 

و آرام بگیرم .

قایق خیالم

بر ساحلت بوسه زده

و شعرم یک ترانۀ عاشقانه را

در تور صیادان رها کرده

تا در گوش ماهیها

نجوا کنند ....

من در نگاه آبی تو

خود را به تماشا نشسته ام

خیس و خنک

در رایحۀ بوی صدفها و خزه های سبز دریایی.

اینک همراه بارقص ماهیها

و آواز قایقرانان صبور

در یک غروب پاییزی

میان توری به وسعت دریاایستاده ام

تا آسمان را به زمین دعوت کنم...

/ 54 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی تا

سلام به بهترین دوست به زودی میام و میخونم و نظر میدم یک کم گرفتارم و دوستت دارم وممنونم برای محبتت [ماچ][لبخند]

نورافشان

من کاراتونو تو وب دیگران هم خوندم اره قشنگ می نویسی . خوشم نمی اد الکی حرف بزنم ولی خوب بلدی تصویر بسازی و این خیای مهمه حجم تولید می کنی و اینم مهمه من می خونمت و اینم مهمه!!!!!!!!!!!!

بی تا

یاور کن من این شعرها را ندارم [ماچ][بغل]

ر-ف

[گل][گل][گل]

بی اسم

درود .آره نمیدونم چرا خیلی ها حتا احوالپرسیشون رو بصورت خصوصی میذارند شاید چیزیه که ما بی خبریم [چشمک]

یاس عاشق

سلام دوست خوبم بعداز2ماه بروزم خوشحال میشم بیای

معصومه

سلام دوست خوبم یه سوال تو وبلاگم مطرح کردم . نظرتو در موردش میگی؟

معصومه

سلام دوست خوبم مرسی که سوالمو جواب دادی[گل]

rakhshande

mamnun sar zadi behem.baz bia.va mamnun az nazare naazet azize delam.kheyli haal kardam