از زبان یک نابینا

گل ها یت زیبا و خوشبو هستند ! اما من فقط عطر آنها را بوییده ام . می گویند خورشید مثل یک دایرۀ نورانی ،طلایی و گرم است ! اما من تنها گرمی اش را حس می کنم. آدم ها آسمان و ستارگانت را می ستایند.دریاها و دشتها یت را دیده اند . میوه های درختانت را چیده اند.کوهها  و عظمت قله ها را نظاره کرده اند. رنگ ها را شناخته اند و در رنگین کمان ، و در چهرۀ  گلها ی هزار رنگ آنها را یافته اند.اما من تنها تاریکی را می بینم . چشمانم عاجز از دیدن تمامی زیبایی هایی است که در تک تک موجودات عالم نهفته ای .  اما  آنهایی که  با داشتن چشمانی بینا، ترا که دیدنت مصداق همۀ این زیبایی هاست نمی بینند. چه جوابی برایم دارند؟ من ترا در زمزمۀ جویها ، در عطر گلها ، در صدای پرندگان می بینم . وقتی صدای مهربانی را می شنوم یا دستی را در دستان خود حس می کنم ترا به یاد می آورم .من در قلبم ترا یافته ام .اگر نابینا هستم دیگر ظواهر دنیا فریبم نخواهند داد.خوشحالم که مرا روشن دل خوانند . چه کلام پر معنایی است !انسانی که دلش تاریک نیست.

/ 5 نظر / 137 بازدید
محسن

سلام به شهلای عزیزم ممنون از حضور سبزت... اگه میخوای دوستیمون ادامه پیدا کنه تبادل لینک کنیم.تا هروقت مطلب جدید گذاشتی بیام بخونم و برعکس. شاد باشی نازنین[گل]

سارا

واقعا زیبا بود ممنون

شهلا

با تشکر مجدد از سارای عزیز[گل]

شهلا

سلام به آقا محسن محترم با ینکه مطالب من با سینما چندان ارتباطی ندارد اگر مایلید می توانید لینک مرا داشته باشید . اما شرایط من برای گذاشتن وب شما در لینکستان ام در نوشته قبلی آمده.(بنی آدم)[عینک]

سارا

سلام وبلاگم رو با یه تغییر کوچک آپ کردم. وقت کردی سر بزن!