تعبیر خوابهایم

 

 


 مدتها ست که خا طراتم را

تکرار می کنم

در یک نیمکت دو نفره

و خیره می شوم به درختا ن کا جی که

تو همیشه از پشت آنها

پیدایت می شد .

حالا می فهمم چرا

وقتی برای آخرین بار گفتی :

فرا موشم نخواهی کرد

نگاهت ُپر از اطمینان بود  !

 

چه کسی می تواند

تعبیر کند خوابهایم را

وقتی هر صبح

یادم نمی آید تو در رویاهایم

حضور داشتی

یا نه ؟!

 

 

کاش برای دانستن اینکه بزرگترها

چگونه قدشان از من بلند تر است

و کفش هایشان بزرگتر

این همه عجله نمی کردم ...

این روزها تنها آرزویم

بر گشتن به دورانی است که

 جواب سوالهایم را

پیدا نکرده بودم   !

پی نوشت :

آبی بپاش بر صورت بی رنگم تا از خواب آلودگی روزها به در آیم.

مدتهاست آن قدر کسل و خسته ام که گویی هیچ کس و هیچ چیز مرا خوشحال نمی

کند. لبخند هم تازه گیها از لبهایم فرار می کند .

/ 0 نظر / 43 بازدید