آرامش آسمان و دریا

 

 

در خلوتی که بوی دریا می دهد

و نزدیک به آسمان است

همیشه افکارم  کشانده می شود

تا اعماق آبهایی که

صدای پای ماهیهایش را

به وضوح می توان شنید

اگر سکوت ، مطلق باشد !

 بارها و بارها

در چنین فضایی

آرامش را

تجربه کرده ام.

گاه پرواز مرغان دریایی

ذهن را مغشوش می کند

و زمانی

  آهنگ موجها

وقتی

بی تاب ساحل می شوند!

این روزها  بعد از بازگشت از سفر

دور مانده ام از این مکان

دلم برای لطافت هوا

و بوی ملایم میخک ها

تنگ شده...

  از کنار پنجره اطاقم

آسمان رنگ دیگر ی دارد

و بوی باران نمی دهد

هوا گرم است

بدون شرجی...

پاهایم برای فرو رفتن در ماسه های گرم

بی تاب است

و عینک آفتابی ام

کنار کلاه حصیری

خم شده...

شاید  روزی

دوباره مرا بخوانند

جنگلها

و دشتهای پر از شقایق

و ساحلی

پر از گوش ماهیهای سفید....

 

 

 

 فراموشی

راه و رسم آدمهایی شده که

مهربانی برایشان بی بهاست

و عشق

تنها آبنبات شیرینی است

که می توان

به هرکه از راه رسید

هدیه داد

و دوباره پس گرفت !

 پی نوشت: جدید ترین سروده ام در 25خرداد ماه

/ 0 نظر / 153 بازدید