پنجره های بسته

 

 نمی دانم چرا نسیم

 این پنجره ها را

باز نمی کند ؟

برای گشودنشان

دستهایم  بی حوصله شده اند ...

نمی دانم این انتظارها

کی قرار است به پایان برسد؟

خدایا به گمانم

صبر من از ایوب هم فراتر رفته

که این چنین از زندگی

بریده ام ...

 

این طور نیست

که همیشه شانه ای باشد

تا آشفتگی موهایم را

سرو سامان دهد ...

کی قرار است بیایی

تا دوباره

روبروی آینۀ غبار گرفتۀ  زمان بنشینم

و تو مثل همیشه

موهایم را ببافی؟

...

پی نوشت: پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر بر روزه داران مبارک .

 

 

/ 0 نظر / 31 بازدید